ضربه مهلک یارانه نقدی  بر پیکر فرش ایرانی

آنچه که در دو سه دهه ی اخیر نظاره گر بوده ایم نشان می دهد که دولت ها نه تنها فرش را براساس معیارهای صنعتی و اقتصادی ارزیابی می ‌کنند، بلکه معتقدند درمقابل نیازهای ارزی کشور، صادرات فرش دستباف چه اهمیتی دارد؟

به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی اگزیم نیوز به نقل از اتاق بازرگانی، آنچه که در دو سه دهه ی اخیر نظاره گر بوده ایم نشان می دهد که دولت ها نه تنها فرش را براساس معیارهای صنعتی و اقتصادی ارزیابی می ‌کنند، بلکه معتقدند درمقابل نیازهای ارزی کشور، صادرات فرش دستباف چه اهمیتی دارد؟

بزرگ ترین چالش هایی که فرش دستباف ایران باوجود چند هزارسال قدمت با آن دست و پنجه نرم می کند، چیست؟

1 آمار و اطلاعات دقیق وجود ندارد

متاسفانه درعمده رشته های مرتبط با هنر و صنایع دستی، آمارهای دقیق و قابل اعتماد وجود ندارد و حتی تخمین و گمانه ها چنان ناقض یکدیگرند که بعضا" باعث شگفتی و حیرت می شود. درمورد فرش این نبود آمار بیشتر حس می شود وحتی اگرکور سویی هم از دور هویدا شود، به جهت نبود هیچ گونه آمار ازداشته ها، سرمایه های انسانی و توانمندی های واقعی، نمی دانیم باید از کجا باید شروع کرد. البته به برکت این عادت همیشگی که با اعتماد به نفس کامل طرح و برنامه ای جدیدی برای آزمون و خطایی دیگر رونمایی می شود، نبود آمار،مانع پیشرفت به سمت خاموشی نیست!!!

البته در دهه ی شصت و هفتاد یکی دوبار و در راستای سرشماریی دیگر، آمارهایی نیز برای فرش گردآوری شد که برخی از همین اعداد و ارقامی که سال هاست برزبان ها جاری است، از همان کیسه در می آید. کافی است برای اثبات این موضوع از چند مقام مسئول و کارشناسان، مواردی پرسیده و به مقایسه گذاشته شود. البته متعاقبا" ماخذ آمارها را را نیز مطالبه شود.

2 نبود تعریف ونگاه درست به فرش دستباف

وقتی یک اثرهنری همچون فرش دستباف که از دل هزاره های تاریخ و با ماهیتی کاملا" تاریخی/فرهنگی هویدا می شود، ‌و از بخت شوم اش، بدون توجه به زیرساخت های مردم شناسانه و پیدایشی و فقط با نگاهی محصول وار، درمسیر تولید انبوه قرار می گیرد، نمی توان نتیجه ای جز آنچه که می بینیم انتظار داشت. باید پذیرفت که برای رهایی از این شرایط، فرمول ها و بسته های پیشنهادیِ صرفا اقتصادی چاره سازنیست و اصرار به آن جز افزودن به کلکسیونِ تجاربِ شکست خورده نخواهد بود. با کمال احترام به تفکرات برنامه ریزان حوزه ی فرش درچند دهه ی اخیر، و همچنین میران ارشد صنایع دستی و خانگی کشور، باید بگویم بخش عمده ای از شرایط امروزخانواده ی بزرگ فرش و صنایع دستی، حاصل زحمات آنان است. به عقیده ی من، این عدم شناخت از ماهیت فرش و تفاوت آن با صنایع دستی، حتی در نظام آموزش عالی کشور هم پُررنگ است و ادغام شدن این دو در دانشکده های واحد، و شیوه ای یکسان در روش های آموزشی، باعث سردرگمی فارغ التحصیلان گردیده است. عجیب است که سردرگمی و ناکارآمدی این فارغ التحصیلان هیچ گاه مورد تحلیل و بررسی دقیق قرار نگرفته و هر روز بیش از پیش بر تفکراتِ خود خواسته، اصرار می گردد. از حدود دهه ی 50 ه.ش به این سو، به یک باره نگاه صنعتی به فرش دستباف سربرآورد و نه تنها ابعاد هنری آن نادیده گرفته شد، بلکه در نهایت شگفتی و حیرت، مراکز و نهادهایی همچون موسسه استاندارد وتحقیقات صنعتی ایران هم به حوزه ی برنامه ریزی آن وارد شدند و اقدام به استاندارد کردن بخش هایی از فرآیند بافندگی فرش نمودند. در این مسیر، مراکزی همچون سازمان فنی و حرفه ای کشورهم به میدان آمدند و از اوایل دهه ی شصت، موج نو ظهور و جدیدی از نهضت تعاون و همیاری هم از راه رسید. متاسفانه انطباق اشتباه این واژه ها با تهداف آرمان خواهانه ای همچون جهاد و فقر زدایی در همان سال ها، و بدون کمترین توجه به آرمان های واقعی فرش ایران، منجرّ به تاسیس صدها تعاونی کوچک و بزرگ فرش گردید و راه را برای بافندگیِ فلّه ای فرش که صرفا" متّکی بر مهارت آموزی بود، هموار نمود. ببیتید که این عدم شناخت، چگونه می تواند مصیبت را رقم زند. اگر واقعا" به دنبال آسیب شناسی شرایط امروز فرش ایران باشیم، باید گام اول را در شناخت درست فرش، و سپس ناشناسانِ این هنر آغاز کنیم و بدون تعصب مسیر پیموده را واکاوی نماییم.

3 دیدن یا ندیدن، فرقی ندارد

دولت ها فرش را به مصلحت، یا می بینند یا نمی بینند. متاسفانه آنچه که در دو سه دهه ی اخیر نظاره گر بوده ایم نشان می دهد که دولت ها نه تنها فرش را براساس معیارهای صنعتی و اقتصادی ارزیابی می ‌کنند، بلکه معتقدند درمقابل نیازهای ارزی کشور، صادرات فرش دستباف چه اهمیتی دارد؟ اما شاهد بوده ایم آنگاه که کیسه ی ارزی کشور یا تَه کشیده یا پاره شده است، درآمد حاصل از صادرات فرش ریال به ریال و سِنت به سِنت محاسبه می شود و برای حاصل نشدن آن، مُجرم هم تعریف می شود و مجازات تعیین می گردد. برای این منظور جریانات حاکم بر فضای صادرات فرش و قوانین آن در دهه ی هفتاد را شاهد می آورم. یا حتی جالب است که در موضوع کار و اشتغال، و فضاهای کسب و کارِ خانگی، واژه های نوظهوری چون کارآفرینی هم برای فرش بافی را به میان می آورند. گویی کشفی بزرگ از سوی مقتصدان را نظاره گر هستیم و فرش و کارگاه خانگیِ قالی بافی، ارزانترین چاره ی مشکلات بیکاران شهر و روستا!! تنها تحلیلی که از مشاهدات خود بر تدابیرواندیشه های دولتمردان واقتصاد دانان کشوردرفرازو فرودهای فرش وصنایع خانگی دارم آن است که:   فرش ایران مرغ عروسی و عزاست

4 بحران جهانی اقتصاد، تغییر سلیقه و کاربری

از چالش های مهمِ فَرا رویِ فرش دستباف، تغییر نگاه جهانی دراستفاده از فرش دستباف، تغییر سلایق خریداران و همچنین بحران های اقتصادی جهان است که به کاهش خرید و تزلزل بازارهای مهم منجر شده است. این تاثیر به گونه ای است که اگر آمارهای اعلام شده را محطاطانه مورد اعتنا قرار دهیم، اعدادی که از300 میلیون دلار تا بیش ازیک و نیم میلیارد دلار، صادراتِ حاصل از فرش دستباف را نشان می دهد، بیش از پیش ما را متوجه ی چالش های برشمرده خواهد کرد. البته نباید این چالش ها بهانه ای برای فراموش کردنِ بد اندیشی و کم اندیش های ما در این سال ها باشد. ما می توانستیم باوجود چالش های جهانی، با شناخت و تحلیل های درست از موقعیت ها، واتکا بر اهرم های قابل اطمینان، هوشمندانه ترعمل کنیم و علاوه بر فرش، ازاندوخته ها وداشته هایمان حفاظت بهتری بعمل آوریم و تا این حد دربازارهای جهانی نادیده گرفته نمی شدیم. متاسفانه نه تنها در انزوای سیاسی فرو رفتیم و در بازارها غیبت داشتیم، بلکه به نمایشی به نام رقابت با رقبا هم دعوت شدیم و در راه پیروزی در این میدان، اندک سرمایه های فرهنگی/هنری فرش ایران هم به بهانه ی رقابت، به باد داده شد.

5 تورم و غیر واقعی بودن قیمت ارز

مساله تورم و عدم هماهنگی ارزش پول ملی با آن، سقوط ارزش پول ملی به جایگاهی بی سابقه، در کناراوج و فرودهای بعضا" ناگهانی در قیمت ارز و غیر واقعی بودن؛ همگی ناشی ازسیاست های اقتصادیی بود که دولت های مختلف در بحران هایی که در پیش رو داشتند به کار بستند، تا شاید علاجی باشد بر زخم ها. غافل از آنکه این ها مرهمی بود موقّت و مسکّن، نه داروی درمان. عجیب است که در بسیاری از این موارد شاهد بوده ایم که نسخه های ارزی اقتصاددانان درتسکین زخم های اقتصاد کشور، با افتخار و جسارت به عنوان درمان درد نشان داده شد. در این میان، فرش دستباف ایران و موارد مشابه، به دلیل تعلق به لایه های پایین جامعه و خاستگاه آن در میان توده ها، بیش از سایر زمینه آسیب دید.

6 پرداخت یارانه

یارانه نقدی صدمه مهلکی بر پیکر فرش دستباف وارد کرد زیرا مبالغی که به روستاییان پرداخت می شد باتوجه به سبک زندگی آن ها و تعدد اعضا خانواده و فرزندان، رقم قابل توجهی بود و در نتیجه اشتیاق به کار و کسب درآمد را در روستاها کم کرد. این اتفاق تاثیر بسیار بر فرآیند بافندگی فرش گذاشت زیرا بافت فرش در بسیاری ازمواقع شغل مهم و درآمد زای روستاییان بود. با پرداخت نسنجیده ی یارانه ها در قالب هایی چون مساوات و برابری با طبقات شهرنشین و پُردرآمد، علاقه آن ها به بافت فرش کم شد وبسیاری از بافندگانی که سرپرست خانواده بودند با اخذ یارانه از دولت به نمایشی وارد شده اند که اطمینان دارم در آینده ای نه چندان دور، خود به مُعضلی بزرگ بَدَل خواهد شد که باید باید برای آن چاره کرد. و این درحالی خواهد بود که نظاره گر اضمحلال تدریجی هنر قالیبافی هم بوده ایم و شاید مصداق: خود کرده را تدبیر نیست.

کد خبر 4472

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 9 + 2 =