مثلث تجاری ایران در پساتحریم

محمدرضا مودودی، مشاور وزیر و معاون کمک های تجاری سازمان توسعه تجارت به تشریح سه ضلع صادرات غیرنفتی کشور بعد از تحریم ها پرداخت

در 12 سال اخیر که بحث تحریم ها به علت فعالیت های هسته ای ایران شدت گرفت بسیاری از فعالیت های ما با دنیا اعم از فعالیت های بانکی، حمل و نقل، کشتیرانی و حتی سوییفت تحت تاثیر قرار گرفت و شرایط اقتصادی کشور را در حوزه فرامرزی دچار مشکل و تنش کرد. این تجربه تلخ روند صادرات و فروش فرامرزی ما را به شدت تحت تاثیر قرار داد. دیوار تحریم ها نه تنها مانع مراودات کالایی ما با دنیا شد بلکه رابطه تبادل دانش، اطلاعات، فناوری ما نیز با دنیا قطع شد که به معنای عدم امکان استفاده از آخرین دستاوردهای دنیا و استفاده از فرصت ها در خارج از مرزها و فاصله گرفتن از بینش جهانی بود. تاکید من در بحث دانش و اطلاعات برون مرزی به حوزه مدیریت باز می گردد. متاسفانه ضعف بزرگ ما در حوزه توسعه صادرات نرم افزاری است. در این سال ها متاسفانه دانش صادراتی ما رشد نکرده و به بلوغ نرسید. نکته دیگر آن است که در زمان تحریم ها موضوع دور زدن تحریم ها به شدت مطرح بود که این نیز خود ضربه هایی را به کشور وارد کرد. برای خلاصی از تحریم ها مبتلا به شرکت ها و افرادی می شدیم که سلامت حرفه ای، کاری و اخلاقی نداشتند که برایند آن هم افزایش و رواج فساد در کشور بود.

از منظر دیگری نیز می توان به موضوع تحریم ها نگاه کرد، صادرات غیرنفتی کشور در سال 83 که هنوز تحریم ها بطور جدی اجرا نشده بود حدود 10.5 میلیارد دلار بود و در سال 93 که تحریم ها به اوج خود رسیده بود این رقم به 50 میلیارد دلار رسید. سوال این است که آیا تحریم ها به توسعه صادرات کشور کمک کرده یا تحریم ها بی اثر بوده است؟ اتفاقی که افتاد این بود که دنیا برای کالاهایی که به ما نیاز دارد و وابسته است یعنی مواد خام و اولیه به تحریم ها و شرایط گمرکی داخل کشور یعنی قوانین تعرفه ای توجهی نکرد و به ما همانند یک کشور عضو WTO نگاه کرد! بنابراین تحریم ها ما را به سمتی سوق داد که از سبد کالاهای حرفه ای که دنیا به آن وابسته است دور شویم. در صورتیکه 65 درصد اقلام صادراتی کشورهای پیشرفته دنیا را محصولات با فناوری و ارزش افزوده بالا تشکیل می دهد، نزدیک به 70 درصد سبد صادراتی ما را مواد خام و اولیه تشکیل می دهد که از این میزان نیز 45 درصد آن را مواد پایین نفتی و پتروشیمی و 10 درصد آن را مواد معدنی تشکیل می دهد. بنابراین اگر ما میخواستیم همین رویکرد را ادامه دهیم بدون آن که تولید ثروت و ارزش افزوده کنیم تنها فروشنده مواد خام بودیم.

حتی در بحث نقل و انتقالات پولی نیز تولیدکننده ما با مشکل برگشت پول مواجه بود. 120 میلیارد دلار تنها میزان پولی است که در بانک های خارجی مسدود شده است و اگر این میزان را در کنار اقلامی که بخش خصوصی صادر می کرد اما نمی توانست پول خود را باز پس گیرد قرار دهیم نشان از آن دارد که توان و ظرفیت کشور ما در حدی نبود که بتوانیم این داستان را ادامه دهیم و با ادامه تحریم ها ممکن بود تمامی صنایع ما زمین گیر شوند. بنابراین به عقیده بنده این توافق بهترین تصمیمی بود که توسط دولت حاکم گرفته شد، بخش خصوصی و فعالان اقتصادی ما هم قدردان این موضوع هستند.

چه کالایی صادر کنیم؟ بهلنگر چه کشوری صادر کنیم؟ کدام بنگاه صادر کند؟

اگر بخواهیم برای صادرات غیرنفتی کشور در شرایط بعد از تحریم ها برنامه ریزی کنیم، باید بگویم که در ابتدا باید بتوانیم به این سه سوال اساسی پاسخ دهیم چه کالایی را صادر کنیم؟ به چه کشوری صادر کنیم؟ و کدام شرکت یا بنگاه این محصول را صادر کند؟ چیزی حدود 85 درصد از کل صادرات غیرنفتی کشور را حدود 800 شرکت بر عهده دارند، 72 درصد از این میزان صادرات نیز بر عهده 362 شرکت است و تنها 55 شرکت که امسال به عنوان صادرکننده نمونه و ممتاز توسط سازمان توسعه تجارت معرفی شدند 25 درصد کل صادرات کشور را برعهده دارند. مسوولین نظام در حوزه تجارت برون مرزی باید به یک اتفاق نظر دست یابند که آیا باید عادلانه و از همه شرکت ها حمایت کرد و یا از شرکت های پیشرو؟ به نظر من وقتی می دانیم 30 درصد کل صادرات غیرنفتی ما توسط تنها 250 شرکت انجام می شود چرا هدفمند برنامه ریزی نکرده و با چشمان بسته این حمایت را انجام دهیم؟ حمایت عادلانه یعنی اینکه توان حمایتی مبلغ اختصاص داده شده را کم کنیم مبلغی که می تواند سبب جهش یک شرکت شود را از آن دریغ کرده و به رقابت منفی شرکت ها در خارج از مرزها کمک کنیم. یک شرکت کوچک و زیرپله ای برای حل مشکلات داخلی خود از این حمایت ها استفاده کرده کالایی با کیفیت و قیمت پایین صادر می کند نه تنها سبب آشفتگی در بازار می شود که مصرف کننده خارجی را نیز به کل صادرات ایران بدبین خواهد کرد همان موردی که در عراق اتفاق افتاد و تعرفه ای 100 درصدی بر سیمان صادراتی ایران وضع شد در حالیکه این تعرفه برای ترکیه 13 درصد بود. به عقیده من باید یک شاهراه صادراتی تعریف کنیم تا شرکت های بزرگ و توانمند که مقیاس بالا دارند از حمایت دولت، تسهیلات گمرکی، کاهش هزینه های جاری بهره مند شوند و شرکت های کوچک زیر چتر این شرکت ها فعالیت کنند تا زمانیکه نتوانند با قدرت و توان رقابتی وارد بازار شوند اجازه معرفی برند خود نداشته باشند.

در خصوص ضلع دیگر این مثلث یعنی به کدام کشور صادر کنیم هم باید بگویم که پارادایم تجاری دنیا تغییر کرده است. زمانی WTO مرجعی برای توسعه صادرات کشور مطرح بود اما با توجه به این آمار به تصویر متفاوتی دست خواهیم یافت. آمار نشان می دهد که بین 18 تا 25 میلیون دلار واردات غیر رسمی در کشور صورت گرفته یعنی ما به بدترین شکل ممکن عضو WTO شده ایم! آنچه در حال حاضر در دنیا حرف اول را می زند پیمان های منطقه ای است ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که تنها صادر کننده باشیم کشورهای بزرگ مثل آمریکا، فرانسه و ژاپن همگی تراز تجاری منفی دارند این کشورها می دانند که نمی توانند کشورهای دیگر را در تنگنای واردات کالا قرار دهند چرا که جذابیت همکاری و بازار خود را از دست خواهند داد بنابراین راهبرد اول آن است که بین مرزهای جغرافیایی و مرزهای صادراتی خود تمایز ایجاد کنیم. مرزهای صادراتی به این معنا که سهم ما مثلا از تولید چین چه میزان  است؟ در حوزه هایی که می توانیم صادرات موفق داشته باشیم در کشورهای دیگر سرمایه گذاری کنیم. اگر قرار است عراق برای سیمان ما تعرفه 100 درصدی بگذارد چرا در عراق سرمایه گذاری نکنیم که هم از معافیت های آن کشور برخوردار شویم و هم تولید رقابتی داشته باشیم. راهبرد دوم جذب سرمایه گذاری خارجی با هدف تربیت تیم های صادرات گرا است. ما به سرمایه گذار خارجی نه فقط از لحاظ مالی که دلیل استفاده از دانش و مهارت های مدیریتی اش به شدت نیاز داریم برای این کار تنها کافی است یک برند بین المللی را بیاوریم و عضوی از زنجیره تولید آن شویم.

ضلع آخر این مثلث هم به تولید کالا برمیگردد. چه کالایی را تولید کنیم؟ نگاه اول ما باید به تولید کالاهایی باشد که در تولید آن ها صرفه مقیاس داریم اما باید توجه کرد که تا به امروز نگاه تولیدی ما برون مرزی نبوده است. برای داخل تولید کردیم و مازاد تولید خود را صادر کردیم این تفکر غلطی است، باید برای بازارهای جهانی تولید کنیم و از مازاد آن برای مصرف داخل استفاده کنیم. اگر نگاه ما اینگونه باشد تولیداتی با کیفیت، قیمت رقابتی و خدمات همراه برای عرضه به دنیا تولید کرده ایم و از این مزیت برای تولید داخل نیز استفاده خواهیم کرد. بنابراین اگر دانش صادراتی و مدیریت صادرات را یاد بگیریم تولیدات ما به سمتی می رود که در داخل نیز از آن استفاده شده و همه راضی باشند.

کد خبر 4665

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 5 =